شیوه جدید مصاحبه در شرکت Microsoft

تو اکثر شرکتای بزرگ عرف این بوده که تو مصاحبه ها سوالای کاملا فنی بپرسن، مثلا بپرسن چطوری میشه ی لیست پیوندی رو معکوس کرد، یا بازی های ریاضی رو ارائه کنن برای حل، مثلا ی هواپیمای 747 رو با چندتا توپ پینگ پنگ میشه پر کرد؟

این سوالا ارتباط مستقیمی با کار روزانه و مسائلی که افراد باهاشون توی کار مواجه میشن نداره.

گوگل قبل از این حرکتی رو شروع کرد تا این مدل سوالا رو از مصاحبه ها حذف کنه.

حالا نوبت مایکروسافت شده که تغییرات اساسی بده.

این مقاله توسط آقای “جان مونتگومری”، یکی از مدیران Microsoft نوشته شده که ترجمه اون به اختصار اینجا آورده میشه. منبع

چند سال پیش با تیمم در مورد اینکه چطوری نقش “مدیر برنامه ها” رو عوض کنیم بحث میکردیم.

کارهایی از قبیل تاکید کمتر بر “دانستن” و تمرکز بیشتر بر “یاد گرفتن و سوال کردن” و تمرکز بیشتر بر تعامل با مشتریان، مد نظرمون بود.

ما میخواستیم افرادی رو به تیممون بیاریم که بتونن فرهنگ رو بهبود ببخشن و تغییر بدن، اما ما هنوز داشتیم تو مصاحبه ها، سوالات مشابه قبل رو میپرسیدیم و به سبک قدیمی و سنتی مصاحبه ها انجام میشد.

ما در مورد مصاحبه ها فکر کردیم، و به نتیجه ای رسیدیم که فکر میکردیم به دردمون میخوره.

حالا که چند وقته ازشون استفاده میکنیم، دیدیم بهتره که بعضی از چیزایی که یاد گرفتیم رو هم با شما به اشتراک بذاریم.

ما هنوز هم سوالات تاریخ مصرف گذشته (و بی اثر) رو میپرسیم

ما متوجه شدیم که توی 10 سال اخیر یا حتی بیشتر، داریم سبک سوال های مشابهی رو توی مصابحه ها میپرسیم.

وقتی ما تلاشمون این بود که افرادی با مهارت ها و دیدگاه های مختلف رو به تیممون بیاریم، متوجه این موضوع شدیم که سوالات، با عقل جور در نمیان.

مثلا پرسیده میشد با چندتا توپ پینگ پنگ میشه هواپیمای 747 رو پر کرد؟

واقعا یک برنامه نویس وب، نیاز داره تا این سوال رو جواب بده؟

همه در شرایط پر فشار و پر عجله، بهترین کارشون رو ارائه نمیکنن

توی یک جلسه بودیم و همگی داشتیم روی یک مساله طوفان فکری انجام میدادیم.

همه با ایده های مختلفی میومدن جلو و حرف همدیگه رو قطع میکردن تا اینکه بالاخره به یک راه حل رسیدیم.

یکی از هم تیمی ها که خیلی آدم ساکتی هم هست، بهم گفت، من در مورد راه حل توی اینترنت تحقیق کردم، این راه جواب نمیده!

این جا بود که جرقه تو ذهن من زده شد، خیلی از آدما ترجیح میدن که لیوان قهوشونو بدست بگیرن و مستقلانه با اتکا بر ذهن و دانششون، در مورد حل مساله فکر کنن.

خیلی کم پیش اومده بود که ما با داده های تازه، چشمای شسته شده، و تحقیقات تازه، به مساله ای فکر کنیم.

این همون چیزیه که تو مصاحبه های سنتی اتفاق میافته، افراد مجبورن توی کم ترین زمان، مساله ای که تا حالا ندیدن رو حل کنن.

بهترین راهی که میشه فهمید یک نفر چطوری کار میکنه، اینه که باهاش کار کنی!

نوشتن یک ایده و تکرار کردن (نوشتن و فکر کردن)

از اونجایی که “نوشتن نوعی از فکر کردنه“، به خودم ی ایمیل نوشتم که چطوری میتونم مصاحبه ها رو برای تیمم تغییر بدم. بعد این ایده رو با تعداد زیادی دیگه از افراد در میون گذاشتم و ما شروع کردیم به تکرار کردن (نوشتن و فکر کردن).

ما از کوچک شروع کردیم، و با هر تکرار بیشتر یاد گرفتیم، و ایده رو گسترش دادیم.

حالا این چارچوبی که درست شده که اسمشو گذاشته ایم “چارچوب جایگزین مصاحبه ها”، شیوه استاندارد ما شده، شیوه ای که همیشه بهترش میکنیم و ازش یاد میگریم، که خیلی هم خوب بهمون جواب داده.

 

اینها تعدادی از کارهاییه که ما متفاوت انجام دادیم

 

از قبل، مصاحبه رو به اشتراک بذارید

ما اجازه میدیم که مصاحبه شونده ها، چند روز زودتر بدونن که روز مصاحبه چه شکلیه و روی حل چه مشکلی قراره کار کنیم.

ما بهشون زمان میدیم تا تحقیقاتشون رو انجام بدن و روی مساله فکر کنن.

هر روز کاری ما با مسائل جدید سورپرایز نمیشیم، پس برای چی ی مصحابه باید اینجوری باشه؟!

یک مساله واقعی رو بکار میبریم

ما یکی از مسائلی که توی تیم باهاش سر و کار داریم رو برای مصاحبه مطرح میکنیم.

این که این مساله جاری تیم ماست، باعث میشه وارد گفت و گوی تعاملی بهتری هم بشیم.

به داده ها دسترسی بدهید

ما به مصاحبه شونده، به همون داده ها و اطلاعاتی که خودمون روشون کار میکنیم و بهشون دسترسی داریم، دسترسی میدیم و حین مصاحبه اونا آزادن تا توی اینترنت جستجو کنن یا اطلاعات / داده های بیشتری رو درخواست کنن.

مصاحبه رو تعاملی کنید

ما از مصاحبه شونده سوال نمیپرسیم، ما دور هم جمع شدیم تا مساله ای رو حل کنیم، دقیقا اتفاقی که توی ی روز کاری توی تیم میافته، توی مصاحبه هم میافته.

یک سناریو رو پیش ببرید

ما در طول مصاحبه روی یک مساله/سناریو کار میکنیم، و مسیری که طی میکنیم معمولا به این شکله:

بررسی نیاز مشتری، درک و تحلیل کاری که باید برای مشتری انجام بشه، طراحی راه حل، رساندن راه حل به دست مشتری و در نهایت کاری کنیم که مشتری عاشق راه حل بشه و ازش استفاده کنه.

مصاحبه کننده های جفتی

ما به جای اینکه مصاحبه ها رو یک به یک انجام بدیم، دو نفر از تیم رو برای مصاحبه انتخاب میکنیم.

اینجوری نه تنها گفتگو پویا تر میشه، بلکه به ما این شانس رو هم میده که دیدگاه های متعدد تری رو توی هر مصاحبه بشنویم.

بازخورد رو تا آخرین مرحله بازگو نکنید

ما میخواستیم که مصحابه کننده ها، عقایدشون تحت تاثیر مصاحبه کننده های قبلیشون قرار نگیره، و به مصاحبه کننده ها تاکید میکردیم که در این باره صحبتی نکنن.

در آخرین مرحله، ما مصاحبه کننده ها رو جمع میکردیم و همزمان دلایل و نظراتشون رو در مورد مصاحبه شونده میگرفتیم.

بررسی بازخورد روند مصاحبه

بعد از اتمام حلقه هر مصاحبه، نه تنها در مورد چیزایی که در مورد مصاحبه شونده یاد گرفته بودیم صحبت میکردیم، در مورد چیزهایی که در روند مصاحبه کار میکرد یا کار نمیکرد هم بحث میکردیم. ما از این اطلاعات استفاده میکنیم تا مصاحبه ها رو بهتر کنیم.

چه چیزی یاد گرفتیم؟

این سیستم کمک کرد که مصاحبه شونده ها به خوبی کار ما و تیم ما رو بشناسن، حتی مصاحبه شونده هایی که بهشون پیشنهاد همکاری نشد، مصاحبه رو دوست داشتن و درک کردن که چرا ما پیشنهاد همکاری ندادیم.

این سیستم “پر هزینس”، ما با جفتی کردن مصاحبه کننده ها، زمان مصرف شده و هزینه ها رو هم دو برابر کردیم، اما همه خوبی های این سیستم رو به مرور دیدن و در نهایت، به هزینه اش می ارزه.

نهایتا هدف مصاحبه، آوردن افراد عالی به تیم/شرکته تا مطمئن بشیم اونا مناسب کارن و موفق خواهند بود.

همچنین یک تجربه عالی براشون ایجاد کنیم تا خودشون بخوان که با ما همکاری کنن.

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *